زين الدين محمود واصفى

113

بدايع الوقايع ( فارسى )

ساكنان بلدهء سمرقند چون اين خبر « 1 » شنيدند ، به مثابهء بيارهء فاليز دست و پاى ايشان شل گرديد و سرهاى خود را خربزه صفت بر صحراى نااميدى افتاده ديدند . عالىجناب قدوة العلما ، مولانا حاجى تبريزى ، [ با جمعى از طلبه اتفاق ] نمودند كه به حكم عليكم بالسّواد الأعظم متوجه هندوستان مىبايد گرديد و آب حيات [ و ] زندگانى را در آن ظلمات مىبايد طلبيد . در همان‌شب كه اين اتفاق نمودند ، منهيان غيب و مبشران لا ريب در مرآت رؤياى اين فقير چنين نمودند كه : ستاره‌هاى آسمان بر مثال پستانهاى گوسفند شير باران شده و كوچه‌ها و بازارها به مثابهء جويهاى شير روان گرديده . صباح به ملازمت آن حضرت آمده ، آن واقعه را به عرض رسانيدم . به غايت خوشحال شدند و فرمودند كه شير عبارت از نور دين محمدى و صفاى شريعت ملت احمدى است كه از عالم سموات به مركز سفليات نازل گرديده . اين واقعه بيارهء مستبشره و دليلى است ساطع و حجتى است قاطع كه شجرهء خبيثهء دولت اين طايفه ، كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ « 2 » به صدمات عواصف قهر مليك مقتدر كأعجاز نخل منقعر « 3 » ، به خاك مذلت « 4 » خواهد خفت و نهال طوبى مثال دين سيد مختار كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ « 5 » ، در رياض فردوس آئين دنيا طراوت و نضارت خواهد پذيرفت ، بعد از آن فرمودند كه : به كرات و مرات واقعهء منام فلانى را تجربه كرده‌ايم ، هرگز تخلف نكرده و آن چنان كه تعبير يافته تغيير نپذيرفته . ايشان با جمعى ياران ، داعيهء سفر

--> ( 1 ) - P : سخن ( 2 ) - قرآن سورهء 14 آيه 31 ( 3 ) - B : در قرآن داريم سوره 54 آيه 20 كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ و سوره 54 آيه 56 عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ ( 4 ) - A : مزلت . ( 5 ) - قرآن سوره 14 آيه 29